نامه سی و چهارم .... واکسن شش ماهگی و آش دندونی
رادین عزیزم، الان در خواب ناز به سر میبری و مامان وقت کرده که وبلاگت رو به روز کنه. گلم، روز سوم آبان، شب با بابایی به خاطر گرفتگی صدات بردیمت دکتر. آقای دکتر گفتند که میتونی همین حالا واکسنت رو بزنی. من که اصلا آمادگی نداشتم ولی قبول کردم و واکسن سه گانه، قطره فلج اطفال و واکسن آنفولانزا رو برات زدند. واکسن هپاتیت موند برای ماه بعد . چون آقای دکتر گفتند که اینطوری کمتر اذیت میشی. خدا رو شکر همونطور که آقای دکتر گفتند واکسن شش ماهگیت خیلی کمتر اذیت شدی. تقریبا درد پا نداشتی ولی تب کرده بودی که با قطره خلاصه تبت هم اومد پایین. دیگه راحت شدی تا واکسن 12 ماهگیت گلم.در ضمن وزنت هم 7300 قدت 71 و دور سرت هم 44.5 بود  ...
نویسنده :
مامانی
12:07


